تبليغاتX
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄ماهان پسری از تبار بارانƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄ماهان پسری از تبار بارانƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

تمام انسانها به یک زبان ، لبخند می زنند !!

و هیچکس نفهمید که خداوند هم تنهاییش را فریاد میزند ، قل هو الله احد

من ماهرخ هستم خواهر ماهان برای تنها برادرم دعا کنید

ماهان از دوم بهمن توی کما رفته

دعاش کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 19:41  توسط ماهان  | 

رسم ما آوارگان ترک وفا و دوست نیست

رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست

ما محبت را به نام دوست ارزان میکنیم

تا صداقت زنده است ما هم رفاقت میکنیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 12:5  توسط ماهان 


آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

طعنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

دل تنگش سر گلچیدن از این باغ نداشت

قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش میخورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 12:28  توسط ماهان  | 


  • خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا

  •  نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟

  • + نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 11:25  توسط ماهان 

    صبح ظهر می شود ظهر ،غروب و غروب نیمه شب.


    به سلیمان می مانم خیره به روبرو و موریانه ها عصایم را می جوند


    غافل از این که زنده تر از همیشه ام!!!!!!!!

    + نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 10:32  توسط ماهان 

    پروردگارا،دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها

     یا با قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان
     
    یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 11:54  توسط ماهان 

    در مکتب ما رسم فراموشی نیست


    در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست


    مهر تو اگر به هستی ما افتاد


    هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

    + نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 12:51  توسط ماهان  | 


    پرکن پیاله را

    که این آب آتشین

    دیری است ره به حال خرابم نمی برد

    این جامها

    که در پیم می شود تهی

    دریای آتش است که ریزم به کام خویش

    - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

    شمع روشن شد و پروانه در اتش گل كرد


    مي توان سوخت اگر امر بفرمايد عشق
    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 11:32  توسط ماهان 


    من در اين کلبه خوشم


    تو در آن اوج که هستي خوش باش


    من به عشق تو خوشم


    تو به عشق هر که هستي خوش باش


    + نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 20:43  توسط ماهان  | 

    اخم نکن ! چون هیچگاه نخواهی فهمید که چه کسانی عاشق لبخند تو

    می شوند

    + نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 21:0  توسط ماهان 

    شاید آنروز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر


    از دل پر درد گل یاس نداشت,


    باید اینطور نوشت :  چه شقایق باشد , چه گل پیچک و یاس , جای یک


    گل خالیست


    تا نیاید مهدی زندگی بی معنیست

    + نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 17:9  توسط ماهان 

    الهی

    چه بی حساب می بخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوییم

    + نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:21  توسط ماهان  | 


    .


    ای تماشایی ترین مخلوق عالم برزمین ،آسمانی  میشوم


    وقتی نگاهت میکنم

    .


    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 12:20  توسط ماهان  | 

    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
    به  غمزه   مسلئه  آموز صد مدرس  شد
    کرشمه  تو شرابی   به  عاشقان  پیمود
    که علم بی‌خبرافتاد وعقل بی‌حس شد

    عید مبعث مبارک

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 11:41  توسط ماهان 

    گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم

    گفتم به دام اسیرم گفتا که دانه با من

     

    گفتم که آشیان کو گفت آشیانه با من

     

     

    گفتم که بی بهارم شوق ترانه ام نیست

     

    گفتا بیا به گلشن شور ترانه با من

     

     

    گفتم بهانه ای نیست تا پر زنم به سویت

     

    گفتا تو بال بگشا راه بهانه با من

     

     

    گفتم به فصل پیری در من گلی نروید

     

    گفتا که من جوانم فکر جوانه با من

     

     

    گفتم که خان و مانم در کار عاشقی رفت

     

    گفتا به کار خود باش تدبیر خانه با من


     

    گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت

     

    گفتا تو شادمان باش جور زمانه با من

     

     

    گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم

     

    زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من

     

     

    گفتم دلم چو مرغی ست کز آشیانه دور است

     

    دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من

     

     

    گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر

     

    گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من

    + نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 12:19  توسط ماهان  | 

    فاصله

    اگه فاصله افتاده اگه من با خودم سردم


    تو کاری با دلم کردی که فکرش هم نمیکردم


    چه آسون دل بریدی از دلی که پای تو گیره


    که از این بدترهم باشی واسه تو نفسش میره


    نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه


    همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر میشه


    تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره


    که حتی ازتو چشماش و یه لحظه بر نمیداره


    + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 11:21  توسط ماهان  | 

    نمیفهمم چرا بعضی ها اصرار دارند  برجسته ترین خصوصیت


    خداییترین مرد عالم رو  شمشیرش معرفی کنند



    13رجب سالروز میلاد عدالت مبارک
    + نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 20:59  توسط ماهان 

    عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است


    دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است ×چاره كن درد كسى كز همه ناچارتر است


    من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن × كه ز مژگان سياه تو نگون سازتر است


    گر تواش وعده ديدار ندادى امشب × پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟


    هر گرفتار كه در بند تو می نالد زار × مى برد حسرت صيدى كه گرفتارتر است


    عقل پرسيد كه دشوارتر از مردن چيست × عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

    + نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 11:16  توسط ماهان 

    سلام به همه دوستای خوبم

    بالاخره بعد از حدود دو ماه کسالت و تحمل دوران نقاهت امروز

    تونستم بیام نت


    از همتون به خاطر ابراز محبت و همینطور همدردی هاتون ممنونم


    و همینطور از همتون عذر میخوام به خاطر طولانی شدن غیبتم و

    مکدرشدن خاطر عزیزتون

                                                                                       ماهان

    + نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 16:40  توسط ماهان  | 

    ای ان که فرمان رویش و بالیدن و سر از خاک کشیدنت را دانه های


    گیاهان و ریشه های درختان به گوش نیوشای جان می شنوند با


    دلهای ما نیز همان کن که با دانه های نهفته در خاک...........

    + نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 15:16  توسط ماهان  | 

    پروانه

    مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا


    مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند


    مثل پروانه بمیر دردناک اما عاشق
    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 11:48  توسط ماهان  | 

    در میان هر سیب دانه ها محدود است در دل هر دانه سیب ها

    نا محدود

    چیستانیست عجیب

    دانه باشیم نه سیب

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 12:35  توسط ماهان  | 

    ارنستوی محبوب من

    همیشه افکار انسانهای بزرگ من رو به شگفتی وا میداشته و بیشتر وقتم در طول شبانه روز به نوع نگرش این افراد  به زندگی سپری میشه یکی  از این شخصیتها که اغلب بهش فکر میکنم
    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 13:28  توسط ماهان  | 


    گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است     خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

    چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است      مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی



    + نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 15:54  توسط ماهان  | 

    هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچکس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد
    + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 18:44  توسط ماهان  | 

     ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم

     تا این که درمسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم. 
    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 20:7  توسط ماهان  | 

    من امضاء كردم



    زان لحظه كه ديده بررخت واكردم

    دل دادم و شعر عشق انشاء كردم

    نه، نه ،غلطم، كجا سرودم شعري

    تو شعر سرودي و من امضاء كردم

    + نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 18:25  توسط ماهان  | 

    بعضی ها فکر می کنند منصفانه نیست که

    خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .

    بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که

    کنار خارها گل سرخ گذاشته است .



    .Some people think it is unfair

    for God put thorns on roses

    .Others praise Him for putting roses on thorns


    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 18:31  توسط ماهان  | 

    شقایق




    شاید آنروز که سهراب نوشت"تا شقایق هست زندکی باید کرد" خبری از دل پر درد گل یاس نداشت. باید اینجور نوشت:

    "هر گلی باشی چه شقایق چه گل پیچگ و یاس زندگی اجبار است زندگی باید کرد"











    + نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 10:51  توسط ماهان  | 



    خداوندا :


    برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !!

    برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !!

    برای كسانی كه روح مرا آزردند، بخشش !!

    و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم !!

     
    + نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 10:37  توسط ماهان  |